تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
194
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به همپايگانشان شوهر داد و جهاز ايشان را از بيت المال بپرداخت و به جوانان آن خاندانها از خانوادهء اشراف زن داد و خرج آن را بداد و ايشان را بىنياز ساخت و دستور داد كه در دربار بمانند تا از ايشان در مناصب و كارهاى دولتى يارى جويد « 1 » . نيز به زنان پدرش اختيار داد كه اگر بخواهند با زنان او به يك جاى باشند و با ايشان برابر زندگى كنند و درآمدشان همانند ايشان باشد و يا آنكه از همپايگان خود شوهرى برگزينند « 2 » . نيز بفرمود تا جويها و كاريزها بكندند « 3 » و به هركه مىخواست آبادانى كند مالى از پيش بداد و او را تقويت كرد . نيز بفرمود تا پلهاى چوبى گسسته و پلهاى سنگى شكسته و ديههاى ويرانشده چنان بازساخته شود كه مانند بهترين وضع نخستين باشد « 4 » . در كار اسواران بنگريست و به هركه خواسته نداشت اسب و ساز جنگى داد و وظيفهاى بر ايشان مقرّر فرمود تا مايهء قوّت ايشان باشد « 5 » .
--> ( 1 ) - خسرو با اين ترتيب مىخواسته است نوعى از نجبا و اشراف دربارى به وجود آورد و يا گروهى درست كند ( ظاهرا مىخواسته است در مملكت خود اساس حكومت اشرافى را مستقرّ سازد ) كه تحت ادارهء پادشاهى با كفايت شرّ آن كمتر از حكومت پادشاهى جبّار باشد كه تمام رعاياى او در اسارت و بندگى به يكسان باشند . ( 2 ) - از اينجا برمىآيد كه وضع زنان بيوه در ايران آن زمان چنان بد بوده است كه حتى زنان پادشاه هم مىخواستهاند خود را از چنان وضعى رها سازند . ( 3 ) - خسرو در اراضى بابل پائين سدّهائى ساخت تا زمينهاى زير مرداب رفته را دوباره قابل كشت سازد ( رجوع شود به بلاذرى ص 292 ) . شايد خبر دينورى مربوط به ايجاد مراكز ادارى تازه در اين نواحى با اين عمليّات مربوط باشد . ( 4 ) - يكى از بدترين آفات مشرق زمين اين است كه حتّى بناهائى كه براى خير و نفع عامّه ساخته شده است ديگر مرمّت نمىگردد . ( 5 ) - فوج سواران يا اسواران به هر حال فوج نجبا بود ( رجوع شود به مطالب آينده در سلطنت هرمزد چهارم ) . مردان اين فوج و اسبان ايشان همه سنگين زره بودهاند . اين سواران زرهپوش گويا « تنوريك » خوانده مىشدند . تنور در آرامى به معنى « زره » است ولى بيشتر به معنى « اجاق » كليبانوس استعمال مىشود ( لاگارده ، مجموعهء رسائل ص 51 ؛ افرائيم سريانى اين كلمهء دخيل فارسى را بارها استعمال كرده است ) و چون يونانىها از تنور معنى اجاق را فهميدهاند نه « زره » كلمه تنوريك را به كلمه غريب Clibanarill ترجمه كردهاند و « سواران زرهپوش ايرانى » كليبانارى ناميده شده است . تصوير حجارى يك سوار زرهپوش ايرانى با تمام